آیینه پژوهش
(١)
درك كردن و رد كردن - اسفنديارى محمد
١ ص
(٢)
سنّت اجازه روايت در ميان عالمان اسلامى - اردبيلى يوسف محسن
٢ ص
(٣)
بحارالانوار در دايرةالمعارف تشيع -
٣ ص
(٤)
نقد تصحيح مختلف الشيعه - پاينده مصطفى
٤ ص
(٥)
شاعران صعلوك درادب عربى - ذکاوتى قراگزلو علي رضا
٥ ص
(٦)
در آينه كتاب تتميم امل الآمل - جعفريان رسول
٦ ص
(٧)
نگاهى به واژه هاى دخيل در قرآن مجيد - مؤذن جامى محمدهادى
٧ ص
(٨)
سخنى درباره جامع المقاصد محمد الحسون - اسلامى سيد حسن
٨ ص
(٩)
نقدى بر كتاب مدخل و درآمد علم كلام - سبحانى محمدتقى
٩ ص
(١٠)
نيم نگاهى بر نقد كتاب خطّ سوّم در انقلاب مشروطيت ايران - شکورى ابوالفضل
١٠ ص
(١١)
بيشتر دقت كنيم - بيگى محمد
١١ ص
(١٢)
آشنايى با مجمع اللغة العربية و دانشگاه يوسف قديس -
١٢ ص
(١٣)
در آستانه پژوهش و نشر - سالک معصومه
١٣ ص
(١٤)
معرفيهاى اجمالى -
١٤ ص
(١٥)
معرفيهاى گزارشى -
١٥ ص
(١٦)
مجله هاى پژوهشى -
١٦ ص
(١٧)
كتابشناسى - گلى زواره غلامرضا
١٧ ص
(١٨)
نامه ها -
١٨ ص
(١٩)
اخبار -
١٩ ص
(٢٠)
مرآة التّحقيق - اسفنديارى محمد
٢٠ ص
(٢١)
To Understand and Refute
٢١ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - بيشتر دقت كنيم - بيگى محمد

بيشتر دقت كنيم
بيگى محمد


تاكنون طى هشت شماره متوالى در آينه پژوهش مطالبى ذيل عنوان بيشتر دقت كنيم از نويسنده اين بخش جناب رضا مختارى چاپ شده است. مطلب اين شماره را يكى از خوانندگان فرستاده اند. آينه پژوهش سه اصل اساسى در ترجمه متون
انگيزه اى كه مرا واداشت كه چند سطرى در اين باره بنويسم سلسله مطالبى است كه به عنوان (بيشتر دقت كنيم) از نويسنده محترم جناب آقاى رضا مختارى در مجله آينه پژوهش منتشر مى شود: كه ذكر فان الذكرى تنفع المؤمنين.
در ترجمه هر متنى, بويژه متون دينى, رعايت سه اصل از اركان ترجمه به شمار مى رود:
١ـ آگاهى كامل از زبانى كه مطلب از آن گرفته مى شود;
٢ـ آشنايى درست به زبانى كه مطلب به آن برگردانده مى شود;
٣ـ شناخت درست از موضوع مورد ترجمه و آشنايى با اصطلاحات آن.
به عبارت ديگر, اصل اول و دوم, شرط لازم ترجمه است و نه كافى! با اصل سوم است كه مى توان پيام را به طور كامل به ديگران رساند. به عنوان مثال به تصوير صفحه اى از كتاب حقايق مهم پيرامون قرآن كريم, كه در سال ١٣٧١ ترجمه و منتشر شده, توجه شود.
مترجم, روايت ابن شاذان را طورى ترجمه كرده است كه نه تنها معناى آن مشخص نمى شود, بلكه براى خواننده اين سؤال پيش مى آيد كه اين چه سوره اى است كه (اينك موجود نيست), اما هشت يا نه آيه از آن سوره در دست ما باقى است؟!
ديگر آنكه از متن روايت كه مترجم (با كمى تغيير) نقل كرده است, معناى كاملاً درستى به دست نمى آيد تا اينكه به اصل كتاب رجوع شود.
از مقايسه متن اصلى با ترجمه, نكات زير به دست مى آيد:
اولاً مترجم نام ديگر سوره بيّنه را كه (لم يكن) ناميده مى شود, نمى دانسته است.
ثانياً چنين استنباط مى شود كه مترجم براى اينكه بتواند ترجمه اى را كه از آن روايت به نظرش آمده برآن حمل كند, الف و لامى به كلمه (سوره) اضافه نموده است.
ثالثاً اين كتاب از طرف مؤسسه اى به چاپ رسيده است كه فى نفسه انتشارات آن مى تواند مورد اطمينان خوانندگان باشد.
در اينجا فرصت را غنيمت شمرده, به مسؤولين محترم آن مؤسسه پيشنهاد مى شود كه براى نظارت بر محتواى كتابها, مخصوصاً كتابهاى ترجمه اى, گروهى تشكيل داده و بعد از بررسى محتوايى اقدام به چاپ كتب شود.
متأسفانه اين گونه اشتباهات و غلط آموزيها درباره مطالب دينى به صدا و سيما هم راه يافته است. به عنوان مثال در ايام عيد نوروز فرصتى بود كه بيشتر تلويزيون نگاه مى كردم. شنيدم كه مجرى برنامه مسابقه هفته چنين سؤالى را مطرح كرد كه نام ديگر سوره اُسَراء چيست. من منتظر بودم كه اين چه سوره اى است كه تاكنون به گوش من هم, كه مقدارى با قرآن آشنايى دارم, نرسيده است. سرانجام خود مجرى بيان كردند كه نام ديگر سوره اُسَراء, سوره بنى اسرائيل است! در اينجا متوجه شدم كه مجرى برنامه سوره اِسراء را اُسَراء خوانده است.